چگونه با دعانویس دیواندره شروع کنیم؟

هر خلیج، سیب‌زمینی را دیدیم که در میان کرفس وحشی، نزدیک به نقطه عبادت کردن اوج آب، رشد می‌کرد: اما در چنین شرایط نامساعدی، که توسط سایر سبزیجات خفه می‌شد، محصول آن دعا بسیار کم حرز بود.» «در این جزایر درختان چندان رشد زیادی ندارند، و زمین نیز پوشیده از درختان انبوه نیست؛ اما بالای ساحل علوم غریبه و تقریباً دور تا دور ساحل، پوششی از جنگل و رمال درختان زیر درخت، به عرض پنجاه تا صد یارد و تقریباً نفوذناپذیر، وجود دارد؛ و طلسم نویس لنده در ورای آن، زمین صاف اما پست و باتلاقی وسیعی قرار دارد.» «در ابجد بیست و پنجم،

ما این بندر را ترک کردیم و از طریق چیزی که من آن را گذرگاه راندل نامیده‌ام، به سمت جنوب شرقی دویدیم. این کانال کوچک، جایی که جزایر به موکل جن یکدیگر نزدیک حاجت گرفتن می‌شوند، حدود یک چهارم مایل عرض دارد، در تمام طول آن و همچنین در ورودی جنوبی آن کاملاً واضح طلسم نویس سقز است؛ اما در شمال آن صخره‌های جدا شده زیادی وجود دارد که مانع ورود به خلیج اسپیدول می‌شوند، مگر در نور روز. با دور زدن جزایر کوچک، در منتهی‌الیه جنوب شرقی جزایر بایرون، در خلیج ماسل که در ضلع شمالی قرار دارد، لنگر انداختیم: به هیچ وجه

مکانی امن نبود - اما تنها مکانی بود که پس از ساعت‌ها جستجو، توسط قایق‌ها پیدا شد. من این طلسم موقعیت را انتخاب کردم تا ورودی کانال قدیس فالوس و کل طرح کلی این جزایر ترسیم شود شماره ملا و به درستی به سرزمین بندر باربارا متصل شود؛ که توسط آقای کرک و آقای میلار به طور کامل اجرا شد، اگرچه دعا نویسی در تکمیل کارشان شیطانی تأخیر وجود داشت.{۳۳۳}تا اول فوریه کار کنید.( ج ) در آن روز جادو سیاه ما کشتی متون کهن راندیم و وارد کانال مسیه شدیم و در یک خلیج کوچک و شیاطین باز لنگر انداختیم، تنها جایی که

می‌توانستیم ببینیم؛ که به دلیل خسارتی که کمی پس از ورودمان متحمل شدیم، خلیج مرگبار نامیده می‌شد. آنجا ناامن است و لنگرگاه محدود است: تنها مزیت آن این بود که چوب و آب شیرین در نزدیکی ما بود. در طول اقامتمان باران زیادی بارید فرشته که ما را معطل جفت روحی کرد. آقای کرکه هر زمان که هوا اجازه می‌داد با قایق می‌رفت و در دعانویس هشتم، دعا ما به سمت لنگرگاهی، حدود ده مایل به سمت جنوب، جایی که قبلاً آنجا بود، حرکت کردیم. اما قبل از عزیمت ما اتفاق غم‌انگیزی رخ داد. «بعد از ظهر روز سوم، ما با

بدشانسی آقای الکساندر میلار را از دست دادیم که در اثر حمله شدید التهاب روده تعویذ که او را کلیسا از پا درآورد، پس از تنها سه روز بیماری، درگذشت.» «بعد از ظهر پنجشنبه او را نزدیک ساحل، نزدیک لنگرگاه و درست در توسل لبه‌ی جنگل به خاک روح سپردند.» «اینکه پیشرفت طلسم نویس دیواندره ما در طول ماه گذشته اینقدر کند بوده، مایه ناامیدی بزرگی بود؛ اما دلایل زیادی برای مقدس توقف ما وجود داشت. در تمام اوایل ژانویه هوا طوفانی بود: هجده روز در دهانه کانال لنگر انداخته بودیم؛ با این حال فقط دو جفر روز قایق‌های ما توانستند کشتی

را ترک کنند.» «در دعانویس جزایر گواینکو، آب و هوای رمل معتدلی داشتیم، اما رطوبت اعمال صالح زیادی هم داشتیم: با این حال، می‌ترسم که علت اصلی تأخیر ما، بیماری خودم باشد. از ابتدای ژانویه، به دلیل یک بیماری طاقت‌فرسا و سرسخت، در رختخواب بستری شده بودم؛ و از آن زمان، بیشتر زوایا توسط طلسم آقای کرکه گرفته می‌شد و تمام مشاهدات توسط او انجام می‌شد، که همیشه بسیار مشتاق و خستگی‌ناپذیر بود. پس از فقدان آقای میلار، نه تنها تقریباً تمام وظیفه نقشه‌برداری، بلکه بخش زیادی از وظیفه کشتی نیز همزاد بر عهده او قرار گرفت. «ظهر امروز شماره ملا نسخ خطی

(هشتم)، در بندر آیلند، لنگرگاهی کوچک اما عالی و محصور در خشکی، با استحکام خوب، پهلو گرفتیم.»{۳۳۴}زمین، و مقدس فراوانی چوب و آب. دو روز بعد، آقای کرک در حال بررسی ساحل بود؛ روز سوم ما به دلیل هوای طلسم نویس بندر ترکمن بد محدود شدیم؛ و در نماز خواندن واقع، در تمام سید و حاجی مدت اقامتمان در این مکان، باران زیادی بارید. «ما صبح زود روز دوازدهم از بندر آیلند حرکت کردیم و شب هنگام به خلیج واترفال رسیدیم، لنگرگاهی در حدود پانزده مایلی جنوب: باد در فرشتگان تمام طول روز ملایم بود و جزر و مد، بیشتر اوقات، خلاف ما بود؛ به طوری

که با هر تلاشی، به سختی شیطان دعا می‌توانستیم قبل از تاریکی کامل هوا لنگر بیندازیم: قدرت دعاگر جزر و مد در مواقع جزر و مد خفیف، بیش از یک مایل در ساعت بود: جزر و مد مدت زمان یکسانی داشتند، اولی به سمت
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.