پرسشگران مشتاق را در «پادشاهان» (Antipodes) خشنود خواهید کرد. من، آقا، و غیره، مورگان مکماهون هستم . آقای طلسم نویس دبلیو. جی. فیتزپاتریک میتوانم فوراً بگویم که اگرچه شواهدی از ضعف اولیری وجود دارد، اما این شواهد برای توجیه تصویر بسیار هیجانانگیزی که آقای مکماهون با تمام جزئیات ترسیم کرده، کافی نیست. مردم همیشه میدانستند طلسم نویس شهر درچه که اولیری مستحق دریافت مستمری شده است، هرچند نحوهی دریافت آن چندان مشخص نبود. شاید منصفانه باشد که از نسخهای که دوست صمیمیاش، فرانسیس پلودن، هشتاد سال پیش ثبت کرد، به او امتیاز بدهیم.[525] اطلاعات او، بدون شک، از طلسم خود اولیری گرفته شده بود؛ اما به نظر میرسد اولیری بیش از آنچه که فاش کردنش راحت بود، به او نگفته است: نوشتههای اولیری در مورد تساهل، بسیاری از کاتولیکها را از مشکلاتی که تا آن
زمان مانع از سوگند طلسم وفاداری به خاندان هانوفر و ترک خاندان استوارت میشد، رها کرده بود. آن کشیش دیواین چنان با خوشحالی رگهای از آزاداندیشی و شوخطبعی اصیل را با آموزشهای ارتدکس در هم میآمیخت که نوشتههایش حتی در بین پروتستانها نیز محبوب شد و چنان تساهل و صمیمیتی را بین آنها جادو و طلسمات و کاتولیکها برانگیخت که زنگ خطری جدی را در کسانی که برای تداوم تفرقه و ضعف ناشی از آن تلاش میکردند، به صدا درآورد. آنها با هنر فراوان تلاش کردند تا پیشرفت این آزاداندیشی طلسم نویس شهر راوند و هماهنگی وحشتناک بین ایرلندیهای با مذاهب مختلف را متوقف کنند. وزیر بریتانیا از کشیش آرتور اولیری بهترین دعانویس شهر به خاطر خدماتی که به دولت ارائه جادو و طلسمات داده بود، با ترساندن لولوی یعقوبیسم و تضمین وفاداری کل بدنه کاتولیک به خاندان هانوفر، تشکر
کرد. مستمری ۲۰۰ لیره. به نام یک متولی، مادامالعمر به او اعطا شد، اما با این شرط محرمانه که در آینده قلم خود را نگه دارد و دیگر در ایرلند اقامت نکند - این مبلغِ مبشرِ مدارا و برادری در آن کشور، در چنان وحشتی نگه داشته میشد. دو یا سه قسط از این حقالسکوت پرداخت شد. پس از آن، امتناع خودسرانه برای سالهای متمادی، کشیش مستمریبگیر را برای امرار معاش به حمایت داوطلبانه دوستانش سوق داد. پس از گذشت سالهای دعا متمادی، [صفحه ۲۱۴]با اصرار و التماس، و ارائه دلایل مکرر مبنی بر رعایت شرایط محرمانه، او مبلغ زیادی را به عنوان بدهی معوقه دریافت کرد؛ و برای اینکه بتواند بقیه عمر دعا خود را مستقل کند، با آن مبلغ، مستمری مادامالعمر خود را از یک طلسم نویس شهر قهدریجان مقام دولتی خریداری
کرد و قبل از سررسید سهماهه اول درگذشت. در واقع، تماماً با مداخلهی پلودن بود که بدهی معوقه پرداخت شد. بنابراین، ما از طریق کشیش توماس انگلند، که در سال ۱۸۲۲ زندگینامهی اولیری را منتشر کرد، مطلع میشویم. پلودن دوست پیت بود و نوشتن تاریخ ایرلند را تحت نظارت آن سیاستمدار جادو و طلسمات بر عهده گرفت. او قبلاً در دفاع از قانون اساسی بریتانیا مطلبی منتشر کرده بود و از DCL آکسفورد تقدیر کرده بود. پلودن - که خود کاتولیک بود - هشتاد سال پیش، هنگام نوشتن دربارهی کشیشی محبوب و محترم طلسم نویس شهر فولاد شهر مانند اولیری، با احتیاط افشاگری خود را انجام داد.
اکنون به نظر میرسد که خدمتی بزرگتر از خدمت عمومی که پلودن به آن اشاره میکند، انجام شده است. با استناد به منابع معتبر معاصر نشان طلسم نویس بهترین دعانویس شهر داده خواهد شد که هدف قلعه در سال ۱۷۸۴، تقسیم دو حزب بزرگ بود. این سیاست بعداً طلسم نویس با جسارت به عنوان « تفرقه بینداز و حکومت کن» اعلام شد .[526] بنابراین، خدمتی که اولیری مخفیانه برای آن پول دریافت کرد، نمیتوانسته برای ارتقای همکاری صمیمانه بین کاتولیکها و پروتستانها بوده باشد. آقای لکی، در جلد ششم «تاریخ انگلستان»، نامهای را فاش دعا کرده است که تا حد زیادی این واقعیت را اثبات میکند که در سال ۱۷۸۴، اولیری «در ازای پول، به انجام یک منصب ننگین برای طلسم نویس شهر داران دولتی که او را تحقیر و بیاعتماد میکرد، رضایت دعا داد.»[527] با مطالعه زندگی
عمومی اولیری، شکی باقی نمیماند که مستمری مخفی ۱۰۰ لیره در سال، که در سال ۱۷۸۴ او با پذیرش آن موافقت کرد، صرفاً مکمل یارانه بزرگتری بود که قبلاً از آن بهرهمند بود. اکنون نشان داده خواهد شد که او چگونه اولین مستمری را دریافت کرد. [صفحه ۲۱۵] کتابی با عنوان «طرحهایی از شخصیتهای سیاسی ایرلندی» در سال ۱۷۹۹ منتشر شد. نویسنده، هنری مکدوگال، منابع اطلاعاتی را در اختیار داشت که به کتابش ارزش میبخشید.
زمان مانع از سوگند طلسم وفاداری به خاندان هانوفر و ترک خاندان استوارت میشد، رها کرده بود. آن کشیش دیواین چنان با خوشحالی رگهای از آزاداندیشی و شوخطبعی اصیل را با آموزشهای ارتدکس در هم میآمیخت که نوشتههایش حتی در بین پروتستانها نیز محبوب شد و چنان تساهل و صمیمیتی را بین آنها جادو و طلسمات و کاتولیکها برانگیخت که زنگ خطری جدی را در کسانی که برای تداوم تفرقه و ضعف ناشی از آن تلاش میکردند، به صدا درآورد. آنها با هنر فراوان تلاش کردند تا پیشرفت این آزاداندیشی طلسم نویس شهر راوند و هماهنگی وحشتناک بین ایرلندیهای با مذاهب مختلف را متوقف کنند. وزیر بریتانیا از کشیش آرتور اولیری بهترین دعانویس شهر به خاطر خدماتی که به دولت ارائه جادو و طلسمات داده بود، با ترساندن لولوی یعقوبیسم و تضمین وفاداری کل بدنه کاتولیک به خاندان هانوفر، تشکر
کرد. مستمری ۲۰۰ لیره. به نام یک متولی، مادامالعمر به او اعطا شد، اما با این شرط محرمانه که در آینده قلم خود را نگه دارد و دیگر در ایرلند اقامت نکند - این مبلغِ مبشرِ مدارا و برادری در آن کشور، در چنان وحشتی نگه داشته میشد. دو یا سه قسط از این حقالسکوت پرداخت شد. پس از آن، امتناع خودسرانه برای سالهای متمادی، کشیش مستمریبگیر را برای امرار معاش به حمایت داوطلبانه دوستانش سوق داد. پس از گذشت سالهای دعا متمادی، [صفحه ۲۱۴]با اصرار و التماس، و ارائه دلایل مکرر مبنی بر رعایت شرایط محرمانه، او مبلغ زیادی را به عنوان بدهی معوقه دریافت کرد؛ و برای اینکه بتواند بقیه عمر دعا خود را مستقل کند، با آن مبلغ، مستمری مادامالعمر خود را از یک طلسم نویس شهر قهدریجان مقام دولتی خریداری
کرد و قبل از سررسید سهماهه اول درگذشت. در واقع، تماماً با مداخلهی پلودن بود که بدهی معوقه پرداخت شد. بنابراین، ما از طریق کشیش توماس انگلند، که در سال ۱۸۲۲ زندگینامهی اولیری را منتشر کرد، مطلع میشویم. پلودن دوست پیت بود و نوشتن تاریخ ایرلند را تحت نظارت آن سیاستمدار جادو و طلسمات بر عهده گرفت. او قبلاً در دفاع از قانون اساسی بریتانیا مطلبی منتشر کرده بود و از DCL آکسفورد تقدیر کرده بود. پلودن - که خود کاتولیک بود - هشتاد سال پیش، هنگام نوشتن دربارهی کشیشی محبوب و محترم طلسم نویس شهر فولاد شهر مانند اولیری، با احتیاط افشاگری خود را انجام داد.
اکنون به نظر میرسد که خدمتی بزرگتر از خدمت عمومی که پلودن به آن اشاره میکند، انجام شده است. با استناد به منابع معتبر معاصر نشان طلسم نویس بهترین دعانویس شهر داده خواهد شد که هدف قلعه در سال ۱۷۸۴، تقسیم دو حزب بزرگ بود. این سیاست بعداً طلسم نویس با جسارت به عنوان « تفرقه بینداز و حکومت کن» اعلام شد .[526] بنابراین، خدمتی که اولیری مخفیانه برای آن پول دریافت کرد، نمیتوانسته برای ارتقای همکاری صمیمانه بین کاتولیکها و پروتستانها بوده باشد. آقای لکی، در جلد ششم «تاریخ انگلستان»، نامهای را فاش دعا کرده است که تا حد زیادی این واقعیت را اثبات میکند که در سال ۱۷۸۴، اولیری «در ازای پول، به انجام یک منصب ننگین برای طلسم نویس شهر داران دولتی که او را تحقیر و بیاعتماد میکرد، رضایت دعا داد.»[527] با مطالعه زندگی
عمومی اولیری، شکی باقی نمیماند که مستمری مخفی ۱۰۰ لیره در سال، که در سال ۱۷۸۴ او با پذیرش آن موافقت کرد، صرفاً مکمل یارانه بزرگتری بود که قبلاً از آن بهرهمند بود. اکنون نشان داده خواهد شد که او چگونه اولین مستمری را دریافت کرد. [صفحه ۲۱۵] کتابی با عنوان «طرحهایی از شخصیتهای سیاسی ایرلندی» در سال ۱۷۹۹ منتشر شد. نویسنده، هنری مکدوگال، منابع اطلاعاتی را در اختیار داشت که به کتابش ارزش میبخشید.
- جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۰۴
- ۴ بازديد
- ۰ نظر