با کسانی که با آنها بسیار صمیمی زندگی میکند، بسیار پنهانکاری میکند.[275] او اخیراً با هولت مکاتبه داشته است،[276] رئیس شورشیان، که از طریق او، فرانسویها را برای کمک تحت فشار قرار داده است. او میگوید که 3500 سرباز زمینی در اسکادرانی که اخیراً از برست حرکت کرده است، حضور دارند، اما آنها 7000 نفر را با لباس فرانسوی به خدمت گرفتهاند، با این هدف، طلسم همانطور که او طلسم نویس وانمود میکند، اولین گروههای ایرلندی را دعا که ممکن است به آنها بپیوندند، مانند نیروهای خودشان بپوشانند و بدین ترتیب، تعداد زیادی از آنها با لباس فرانسوی ظاهر شوند و به جادو و طلسمات ملت ایرلند این تصور جادو و طلسمات را القا کنند که طلسم نویس شهر پارس آباد نیروی قابل توجهی را پیاده کردهاند.[277] این نامه، گزارش مبهمتری را که دو ماه قبل نوشته شده بود، توضیح
میدهد. ویکهام به دستور پورتلند، رونوشتی از یک یادداشت محرمانه را برای اطلاع نایبالسلطنه ایرلند ارسال میکند: که با ورود آقای D—— [ یعنی داکت] با نام جعلی به هانوفر، در مسیرش به هامبورگ، تأیید شده بود، و من با توجه به شناخت نزدیکم از دعا نویسنده، در مورد صحت بقیه موارد شکی ندارم. D.، با هوشیاری و فعالیت شدید سر جیمز کرافورد، دعا در مسیرش کشف و دستگیر شده است؛ اما، از آنجایی که او به عنوان بهترین دعانویس شهر فردی وابسته به هیئت اعزامی فرانسه در هامبورگ شناخته شده و چنین ادعایی طلسم نویس شهر اشنویه شده است، میترسم که هیچ امیدی به تحویل او یا حتی بررسی مدارکش وجود نداشته باشد.[278] [صفحه ۱۱۱] جناب عالی، که از ظرافت فوقالعاده این ماجرا آگاه هستید، بدون شک لزوم مخفی نگه داشتن کل طلسم آن را
تا حد امکان احساس خواهید کرد. در طلسم نویس این میان، نکتهی بسیار مهمی که وجود دارد این است که این مرد در مسیرش لو رفته و سفرش آنقدر به تأخیر افتاده که به احتمال زیاد، هدفش با شکست مواجه خواهد شد.[279] تعصب تون علیه داکت، مکنوین را تحت تأثیر قرار داد. راینهارد در نامهی دیگری که از او گرفته شده به دِ لا کروا مینویسد: «آقای داکت هنوز اینجاست. من به آقای مکنوین پیشنهاد دادم که با آقای داکت آشتی کند. او از این کار خودداری کرده است.» قابل توجه است که در حالی که پزشک معمولاً روشنبین، داکت را به جاسوسی انگلیسی مشکوک میداند، « اشتیاق و استعدادهای ترنر » را ستایش میکند.[280] در دفتر خاطرات تون حتی یک سطر هم وجود ندارد طلسم نویس شهر تکاب که بیاعتمادی به ترنر را نشان
دهد؛ اما مرد اشتباهی، به سبک دراماتیک واقعی، سوءظن و ضربه ایجاد میکند. در 21 سپتامبر 1797، تون در رن با ژنرال بهترین دعانویس شهر هوچ ملاقات کرد. هوچ از داکت صحبت کرد و تون با شانه بالا انداختنی معنادار او را نابود کرد و افزود که در پاریس به آشنایی و نفوذ خود با ژنرال کلارک و حتی با خود هوچ افتخار کرده است. دو روز بعد، سرهنگ شی، عموی کلارک و کسی که در سفر به خلیج بانتری همراه بود، نیز میپرسد که دعا آیا تون داکت را میشناسد یا خیر. «من پاسخ دادم که داکت یک رذل است. از او التماس کردم که هوچ را هوشیار نگه دارد.» طلسم نویس کمال شهر به نظر میرسید که داکت دو طلسم نویس یا سه بار به شی نزدیک شده بود، اما شی دائماً از او دوری
میکرد. لحن عصبانی میشود و برخی از اظهارات تند خود را با دعا این جمله به پایان طلسم بهترین دعانویس شهر میرساند: «اگر بتوانم طلسم او را، رذل را، به راحتی در چنگ خود بگیرم، داکت را میکشم.»[281] طبق گفتهی جاسوس هامبورگ، که اکنون مشخص شده است ترنر است، داکت توسط دولت فرانسه برای تحریک شورش در ناوگان بریتانیا استخدام شده بود. اولین شورش در پورتسموث رخ داد؛ و در نور تجدید شد. همانطور که مورخان، که انتظار میرود عمدتاً به چنین حوادثی بپردازند، طلسم به سختی... [صفحه ۱۱۲]با توجه به طلسم نویس شهر فردیس شورش، شاید ذکر چند نکته در اینجا قابل قبول باشد؛ به خصوص که لازم است دوباره به پارکر، که رهبری شورش جادو و طلسمات را بر عهده داشت، اشاره کنیم.
این شورش جبههای چنان سهمگین به خود گرفت که تروگه فکر میکرد میتواند ضربه مهلکی به عظمت انگلستان وارد کند. پارکر، که قدرت اقناع فوقالعادهای داشت، به زودی به بخش بزرگی از اسکادران لرد دانکن پیوست و دریاسالار جدا شده ناوگان شد. او رودخانه تیمز را مسدود کرد و لندن را تهدید به گرسنگی کرد. نیروی شورشی او اکنون شامل بیست و چهار کشتی بود. هر کشتی توسط یک کمیته دوازده نفره، به همراه دو نماینده و یک منشی اداره میشد و
میدهد. ویکهام به دستور پورتلند، رونوشتی از یک یادداشت محرمانه را برای اطلاع نایبالسلطنه ایرلند ارسال میکند: که با ورود آقای D—— [ یعنی داکت] با نام جعلی به هانوفر، در مسیرش به هامبورگ، تأیید شده بود، و من با توجه به شناخت نزدیکم از دعا نویسنده، در مورد صحت بقیه موارد شکی ندارم. D.، با هوشیاری و فعالیت شدید سر جیمز کرافورد، دعا در مسیرش کشف و دستگیر شده است؛ اما، از آنجایی که او به عنوان بهترین دعانویس شهر فردی وابسته به هیئت اعزامی فرانسه در هامبورگ شناخته شده و چنین ادعایی طلسم نویس شهر اشنویه شده است، میترسم که هیچ امیدی به تحویل او یا حتی بررسی مدارکش وجود نداشته باشد.[278] [صفحه ۱۱۱] جناب عالی، که از ظرافت فوقالعاده این ماجرا آگاه هستید، بدون شک لزوم مخفی نگه داشتن کل طلسم آن را
تا حد امکان احساس خواهید کرد. در طلسم نویس این میان، نکتهی بسیار مهمی که وجود دارد این است که این مرد در مسیرش لو رفته و سفرش آنقدر به تأخیر افتاده که به احتمال زیاد، هدفش با شکست مواجه خواهد شد.[279] تعصب تون علیه داکت، مکنوین را تحت تأثیر قرار داد. راینهارد در نامهی دیگری که از او گرفته شده به دِ لا کروا مینویسد: «آقای داکت هنوز اینجاست. من به آقای مکنوین پیشنهاد دادم که با آقای داکت آشتی کند. او از این کار خودداری کرده است.» قابل توجه است که در حالی که پزشک معمولاً روشنبین، داکت را به جاسوسی انگلیسی مشکوک میداند، « اشتیاق و استعدادهای ترنر » را ستایش میکند.[280] در دفتر خاطرات تون حتی یک سطر هم وجود ندارد طلسم نویس شهر تکاب که بیاعتمادی به ترنر را نشان
دهد؛ اما مرد اشتباهی، به سبک دراماتیک واقعی، سوءظن و ضربه ایجاد میکند. در 21 سپتامبر 1797، تون در رن با ژنرال بهترین دعانویس شهر هوچ ملاقات کرد. هوچ از داکت صحبت کرد و تون با شانه بالا انداختنی معنادار او را نابود کرد و افزود که در پاریس به آشنایی و نفوذ خود با ژنرال کلارک و حتی با خود هوچ افتخار کرده است. دو روز بعد، سرهنگ شی، عموی کلارک و کسی که در سفر به خلیج بانتری همراه بود، نیز میپرسد که دعا آیا تون داکت را میشناسد یا خیر. «من پاسخ دادم که داکت یک رذل است. از او التماس کردم که هوچ را هوشیار نگه دارد.» طلسم نویس کمال شهر به نظر میرسید که داکت دو طلسم نویس یا سه بار به شی نزدیک شده بود، اما شی دائماً از او دوری
میکرد. لحن عصبانی میشود و برخی از اظهارات تند خود را با دعا این جمله به پایان طلسم بهترین دعانویس شهر میرساند: «اگر بتوانم طلسم او را، رذل را، به راحتی در چنگ خود بگیرم، داکت را میکشم.»[281] طبق گفتهی جاسوس هامبورگ، که اکنون مشخص شده است ترنر است، داکت توسط دولت فرانسه برای تحریک شورش در ناوگان بریتانیا استخدام شده بود. اولین شورش در پورتسموث رخ داد؛ و در نور تجدید شد. همانطور که مورخان، که انتظار میرود عمدتاً به چنین حوادثی بپردازند، طلسم به سختی... [صفحه ۱۱۲]با توجه به طلسم نویس شهر فردیس شورش، شاید ذکر چند نکته در اینجا قابل قبول باشد؛ به خصوص که لازم است دوباره به پارکر، که رهبری شورش جادو و طلسمات را بر عهده داشت، اشاره کنیم.
این شورش جبههای چنان سهمگین به خود گرفت که تروگه فکر میکرد میتواند ضربه مهلکی به عظمت انگلستان وارد کند. پارکر، که قدرت اقناع فوقالعادهای داشت، به زودی به بخش بزرگی از اسکادران لرد دانکن پیوست و دریاسالار جدا شده ناوگان شد. او رودخانه تیمز را مسدود کرد و لندن را تهدید به گرسنگی کرد. نیروی شورشی او اکنون شامل بیست و چهار کشتی بود. هر کشتی توسط یک کمیته دوازده نفره، به همراه دو نماینده و یک منشی اداره میشد و
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۲۰:۱۴
- ۵ بازديد
- ۰ نظر