چارترهاوس. - رودخانه جدید. دبلیودر چند صد متری اسمیتفیلد، چارترهاوس قرار دارد، بازدید از آن ذهن را با انواع تداعیهای عتیقه «آرام» میکند. میدان قدیمی که این میدان در آن قرار دارد - میدان چارترهاوس - حال و هوای کاملاً عتیقه دارد؛ و در اینجا میتوان خانههای قدیمی عجیب و غریب زیادی را دید که به «اتاقهای شبانهروزی» یا زندگی بیتکلف هتل اختصاص داده شدهاند و دنج و راحت به نظر میرسند. میتوانیم تصور کنیم که افراد سادهای از مناطق روستایی به شهر میآیند و در آنجا اقامت میکنند. به نظر میرسد این طلسم نویس شهر درگز مکانها متعلق به شیوهای از جامعه هستند که اکنون کهنه یا از بین رفتهاند، یا به آداب و رسومی مانند آنچه در «پیکویک» و «نیکلبی» توصیف شده است.
برای غریبه باید خوشایند باشد که به فانوس قدیمی و عجیب چارترهاوس نگاه کند و صدای زنگهای مکرر آن را بشنود. متأسفانه، میدان قدیمی که مقدمهای بسیار مناسب است، قبلاً توسط سازندگان و «دلالان» مورد استفاده قرار گرفته است. یک بازدیدکننده، در نامهای به روزنامه « ورلد »، «کلید» این مکان را لمس میکند: «هر کسی که هر روز به صومعهی «گری دعا فرایرز» میرود، همیشه دروازههای صومعه را باز و بسته خواهد یافت، یک راهنمای مودب در جایگاه خود در لژ، و یک خوراکی دلپذیر به دعا شکل چهارضلعیهای طلسم نویس شهر فریمان خاکستری سایهدار مختلف، چند اتاق زیبا با دیوارپوشهای ملیلهکاری شده که طلسم نویس پرنسس الیزابت، که از هتفیلد به سمت طلسم تاجگذاریاش سفر میکرد ، پنج روز در آنجا اقامت داشت، و یک کلیسای کوچک حفظشدهی دورهی ژاکوبن پر از بناهای
تاریخی جالب. زنگ ساعت شش به صدا در میآید، درست همانطور جادو و طلسمات که وقتی لاولیس روی جلد دفترهای مشق خود شعر مینوشت؛ و وقتی صدای زنگ قطع میشود، جادو و طلسمات بازدیدکنندهی سرگردان، آقایان مسنی را میبیند که (با سوتینهای شاپو از کاه لکهدار، شوالیهی خمیده یا دودکشِ آراسته)، مانند کاد طلسم نویس آژاکس، سرباز کاد و آقایان کاد واقعی، یواشکی وارد میشوند - پس مطمئناً آنها هم همینطور هستند! در «واش هاوس کورت»، آخرین بقایای صومعه، دربان پنجرههای ... را نشان میدهد. طلسم نویس شهر نظرآباد اتاقهایی که قرار بود توسط سرهنگ نیوکام اشغال شوند، و او اعلام میکند که دهها سوال در مورد ساختههای تاکری جادو و طلسمات پرسیده میشود.
ساخت و ساز و مرمتهای عظیمی در کلیسای انجام شده است که بخش عمدهای از آن به سبک گوتیک ساخته شده است. کلیسای قدیمی از این نظر آنقدر خوب قاببندی و رنگآمیزی شده است که چیز زیادی برای ارائه ندارد.{250}این قدیمی است - هرچند دربان درِ کمد را باز بهترین دعانویس شهر میکند تا سنگهای دیوار قدیمی و محترم را نشان دهد. سالن غذاخوری قدیمی، با ایوان و دیوارکوبهایش، قویتر است. از این گذشته، مؤثرترین بخش، حیاط قدیمی، ساکت و متروک، تماماً زنگزده، با دو پنجرهی چندلایه و پیادهروهای طلسم نویس شهر شاهین شهر خزهزدهاش طلسم نویس است. به نظر میرسد یکی از کالجهای قدیمی کمبریج است.
این موسسه، جادو و طلسمات گویی در حال فروپاشی است. طرحهایی برای انتقال به روستا، اصلاحات بهترین دعانویس شهر و بازنشستگی در حال اجرا است. یکی از رضایتبخشترین بناهای تاریخی لندن، دروازه قدیمی و غمانگیز مهمانخانه لینکلن است. مرمتکاران به آرامی در حال تخریب، پاکسازی و بازسازی بودند، چرا که اجارهها اکنون چند سالی از زمانی که آقای فرود با علاقهای طلسم نویس شهر مشگین شهر جدید به رمان شورش پرداخت، میگذرد. شاید عجیبترین بخش از روایتهای او جایی باشد که پس از توصیف نقشهها و سازماندهی ایرلندیهای بهترین دعانویس شهر متحد، به یک مورد جنجالی خیانت میپردازد.[4] اکنون باید مثالی را نقل کنم [او مینویسد] که به خاطر حیلهگری بهترین دعانویس شهر زیرکانهای که در آن به کار رفته، رازی بهترین دعانویس شهر که هنوز به بازیگر اصلی آن مربوط میشود، و ارتباطش با بخت و اقبال و سرنوشت لرد ادوارد فیتزجرالد، قابل توجه
است. مدتی بود که حرکات لرد ادوارد با نگرانی مشاهده میشد، چه از ناراحتی عمومی و چه از پشیمانی از اینکه برادر دوک لینستر خود را به طلسم نویس توطئه و خیانت متهم میکرد. اقدامات او در پاریس در سال ۱۷۹۲ به قیمت از دست دادن مأموریتش در ارتش تمام شده بود. در جادو و طلسمات پارلمان ایرلند، او از نظر استعداد، فردی کمنظیر، اما از نظر خشونت زبان، فردی برجسته بود. ملاقات او با هوچ در مرز سوئیس، رازی بود که تنها افراد بسیار کمی از آن آگاه بودند؛ هوچ خود حتی آن را برای تون فاش نکرده بود؛ اما لرد ادوارد به داشتن روابط نزدیک با مکنوین معروف بود.
برای غریبه باید خوشایند باشد که به فانوس قدیمی و عجیب چارترهاوس نگاه کند و صدای زنگهای مکرر آن را بشنود. متأسفانه، میدان قدیمی که مقدمهای بسیار مناسب است، قبلاً توسط سازندگان و «دلالان» مورد استفاده قرار گرفته است. یک بازدیدکننده، در نامهای به روزنامه « ورلد »، «کلید» این مکان را لمس میکند: «هر کسی که هر روز به صومعهی «گری دعا فرایرز» میرود، همیشه دروازههای صومعه را باز و بسته خواهد یافت، یک راهنمای مودب در جایگاه خود در لژ، و یک خوراکی دلپذیر به دعا شکل چهارضلعیهای طلسم نویس شهر فریمان خاکستری سایهدار مختلف، چند اتاق زیبا با دیوارپوشهای ملیلهکاری شده که طلسم نویس پرنسس الیزابت، که از هتفیلد به سمت طلسم تاجگذاریاش سفر میکرد ، پنج روز در آنجا اقامت داشت، و یک کلیسای کوچک حفظشدهی دورهی ژاکوبن پر از بناهای
تاریخی جالب. زنگ ساعت شش به صدا در میآید، درست همانطور جادو و طلسمات که وقتی لاولیس روی جلد دفترهای مشق خود شعر مینوشت؛ و وقتی صدای زنگ قطع میشود، جادو و طلسمات بازدیدکنندهی سرگردان، آقایان مسنی را میبیند که (با سوتینهای شاپو از کاه لکهدار، شوالیهی خمیده یا دودکشِ آراسته)، مانند کاد طلسم نویس آژاکس، سرباز کاد و آقایان کاد واقعی، یواشکی وارد میشوند - پس مطمئناً آنها هم همینطور هستند! در «واش هاوس کورت»، آخرین بقایای صومعه، دربان پنجرههای ... را نشان میدهد. طلسم نویس شهر نظرآباد اتاقهایی که قرار بود توسط سرهنگ نیوکام اشغال شوند، و او اعلام میکند که دهها سوال در مورد ساختههای تاکری جادو و طلسمات پرسیده میشود.
ساخت و ساز و مرمتهای عظیمی در کلیسای انجام شده است که بخش عمدهای از آن به سبک گوتیک ساخته شده است. کلیسای قدیمی از این نظر آنقدر خوب قاببندی و رنگآمیزی شده است که چیز زیادی برای ارائه ندارد.{250}این قدیمی است - هرچند دربان درِ کمد را باز بهترین دعانویس شهر میکند تا سنگهای دیوار قدیمی و محترم را نشان دهد. سالن غذاخوری قدیمی، با ایوان و دیوارکوبهایش، قویتر است. از این گذشته، مؤثرترین بخش، حیاط قدیمی، ساکت و متروک، تماماً زنگزده، با دو پنجرهی چندلایه و پیادهروهای طلسم نویس شهر شاهین شهر خزهزدهاش طلسم نویس است. به نظر میرسد یکی از کالجهای قدیمی کمبریج است.
این موسسه، جادو و طلسمات گویی در حال فروپاشی است. طرحهایی برای انتقال به روستا، اصلاحات بهترین دعانویس شهر و بازنشستگی در حال اجرا است. یکی از رضایتبخشترین بناهای تاریخی لندن، دروازه قدیمی و غمانگیز مهمانخانه لینکلن است. مرمتکاران به آرامی در حال تخریب، پاکسازی و بازسازی بودند، چرا که اجارهها اکنون چند سالی از زمانی که آقای فرود با علاقهای طلسم نویس شهر مشگین شهر جدید به رمان شورش پرداخت، میگذرد. شاید عجیبترین بخش از روایتهای او جایی باشد که پس از توصیف نقشهها و سازماندهی ایرلندیهای بهترین دعانویس شهر متحد، به یک مورد جنجالی خیانت میپردازد.[4] اکنون باید مثالی را نقل کنم [او مینویسد] که به خاطر حیلهگری بهترین دعانویس شهر زیرکانهای که در آن به کار رفته، رازی بهترین دعانویس شهر که هنوز به بازیگر اصلی آن مربوط میشود، و ارتباطش با بخت و اقبال و سرنوشت لرد ادوارد فیتزجرالد، قابل توجه
است. مدتی بود که حرکات لرد ادوارد با نگرانی مشاهده میشد، چه از ناراحتی عمومی و چه از پشیمانی از اینکه برادر دوک لینستر خود را به طلسم نویس توطئه و خیانت متهم میکرد. اقدامات او در پاریس در سال ۱۷۹۲ به قیمت از دست دادن مأموریتش در ارتش تمام شده بود. در جادو و طلسمات پارلمان ایرلند، او از نظر استعداد، فردی کمنظیر، اما از نظر خشونت زبان، فردی برجسته بود. ملاقات او با هوچ در مرز سوئیس، رازی بود که تنها افراد بسیار کمی از آن آگاه بودند؛ هوچ خود حتی آن را برای تون فاش نکرده بود؛ اما لرد ادوارد به داشتن روابط نزدیک با مکنوین معروف بود.
- پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۳:۵۰
- ۴ بازديد
- ۰ نظر