که آنقدر سخاوتمندانه از او پذیرایی شده بود، بخوابد. او گفت: "نه، از چنین مهماننوازیای سیر شده است. تلهای برایش گذاشته بودند؛ او فوراً آنجا را ترک میکرد و دیگر هرگز دعا وارد آن نمیشد. کالسکه فراخوانده شد و آمد؛ اما در فاصله نیم ساعت، مشروب برای پیرمرد بیش از حد قوی شده بود: نیت سخاوتمندانه دعا میزبانش برآورده شد و سر خاکستری پیرمرد گیج و مبهوت روی میز افتاد. با این وجود، وقتی کالسکه پستیاش اعلام شد، تا جایی که میتوانست تلوتلو خورد و تلوتلوخوران وارد شد و به طلسم نویس شهر لاهیجان پستچیها دستور داد تا به آروندل بروند. آنها او را به مدت نیم ساعت در چمن پاویلیون چرخاندند؛ پیرمرد بیچاره خیال میکرد که به خانه میرود.
وقتی آن روز صبح از خواب بیدار شد، در خانه زشت شاهزاده در برایتون در رختخواب بود. اکنون میتوانید آن مکان را با شش پنی ببینید: آنها هر روز در آنجا ویولونزن دارند؛ و گاهی اوقات، دلقکها و شارلاتانها، خانه سوارکاری را اجاره میکنند و در آنجا شعبدهبازی و رقص خود را جادو و طلسمات انجام میدهند. درختان هنوز آنجا هستند و طلسم نویس مسیرهای شنی که جادو و طلسمات گناهکار بیچاره پیر در اطراف آنها یورتمه طلسم نویس میرفت. میتوانم چهرههای برافروخته شاهزادگان سلطنتی را در حالی که خود را به ستونهای ایوان تکیه دعا دادهاند و به رسوایی پیر نورفولک نگاه میکنند، تصور کنم؛ اما نمیتوانم تصور کنم که چطور مردی که مرتکب آن شده، همچنان طلسم نویس شهر رشت یک جنتلمن خطاب میشود.
یکی دیگر از نزدیکان شاهزاده و بازدیدکنندگان پاویون، آن پیرمرد بدنام و ولگرد، ویلیام جادو و طلسمات داگلاس، سومین طلسم ارل طلسم نویس مارس و چهارمین دوک کوئینزبری، بود که عموماً «کیو پیر» نامیده میشد و در میان مردم به عنوان ... شناخته میشد. صاحب اسب مسابقه و شرطبند، یک قمارباز تمامعیار و یک عیاش تمامعیار. و آنجا، هنوز از بهترین دعانویس شهر بازیِ حماقت سیری ناپذیر، آن تکه صیقلخورده و گناهآلود از دربار، سایه کوئینزبری باید با کلرمونت ملاقات کند، در خیابان سنت جیمز لنگ لنگان و چشم چران، چشم چران. او که تقریباً چهل سال طلسم از شاهزاده بزرگتر بود، در همه انواع فساد، استاد و راهنمای او بود و در قمار و شرطبندی هزاران پوند از او طلسم نویس شهر یاسوج کلاهبرداری میکرد.
تاکری در «ویرجینیاییها» او را بدون نام مستعار به تصویر میکشد. او به بهترین دعانویس شهر سادگی با لقب لرد مارچ خطاب میشود. در فصل بیست و ششم، آقای وارینگتون در بهترین دعانویس شهر میخانه اسب سفید است، جایی که لرد چسترفیلد و مارچ نیز حضور دارند: «دوی لرد چسترفیلد، دو آس است.» این را لرد مارچ طلسم میگوید. «جنابشان نمیتوانند از ورقها یا تاسها دوری کنند.» «سرورم بهترین دعانویس شهر مارچ نه یک، بلکه چندین شیطان دارد. او دعا عاشق قمار است، عاشق مسابقات طلسم نویس شهر قم اسبدوانی است، عاشق شرطبندی است، عاشق نوشیدن است، عاشق غذا خوردن است، عاشق پول است، عاشق زنان است، طلسم و شما، آقای وارینگتون، وقتی به مقام دعا والای او رسیدید، در جمع بدی طلسم افتادهاید.
او برای هر جریبی که در ویرجینیا دارید، با شما بازی خواهد کرد.» «با نهایت لذت از زندگی، بهترین دعانویس شهر آقای وارینگتون!» سرورم مداخله میکند. «و برای تمام تنباکوی شما، و برای تمام ادویههای شما، و برای تمام طلسم نویس شهر کردستان بردگان شما، و برای تمام گاوها و الاغهای شما.»
وقتی آن روز صبح از خواب بیدار شد، در خانه زشت شاهزاده در برایتون در رختخواب بود. اکنون میتوانید آن مکان را با شش پنی ببینید: آنها هر روز در آنجا ویولونزن دارند؛ و گاهی اوقات، دلقکها و شارلاتانها، خانه سوارکاری را اجاره میکنند و در آنجا شعبدهبازی و رقص خود را جادو و طلسمات انجام میدهند. درختان هنوز آنجا هستند و طلسم نویس مسیرهای شنی که جادو و طلسمات گناهکار بیچاره پیر در اطراف آنها یورتمه طلسم نویس میرفت. میتوانم چهرههای برافروخته شاهزادگان سلطنتی را در حالی که خود را به ستونهای ایوان تکیه دعا دادهاند و به رسوایی پیر نورفولک نگاه میکنند، تصور کنم؛ اما نمیتوانم تصور کنم که چطور مردی که مرتکب آن شده، همچنان طلسم نویس شهر رشت یک جنتلمن خطاب میشود.
یکی دیگر از نزدیکان شاهزاده و بازدیدکنندگان پاویون، آن پیرمرد بدنام و ولگرد، ویلیام جادو و طلسمات داگلاس، سومین طلسم ارل طلسم نویس مارس و چهارمین دوک کوئینزبری، بود که عموماً «کیو پیر» نامیده میشد و در میان مردم به عنوان ... شناخته میشد. صاحب اسب مسابقه و شرطبند، یک قمارباز تمامعیار و یک عیاش تمامعیار. و آنجا، هنوز از بهترین دعانویس شهر بازیِ حماقت سیری ناپذیر، آن تکه صیقلخورده و گناهآلود از دربار، سایه کوئینزبری باید با کلرمونت ملاقات کند، در خیابان سنت جیمز لنگ لنگان و چشم چران، چشم چران. او که تقریباً چهل سال طلسم از شاهزاده بزرگتر بود، در همه انواع فساد، استاد و راهنمای او بود و در قمار و شرطبندی هزاران پوند از او طلسم نویس شهر یاسوج کلاهبرداری میکرد.
تاکری در «ویرجینیاییها» او را بدون نام مستعار به تصویر میکشد. او به بهترین دعانویس شهر سادگی با لقب لرد مارچ خطاب میشود. در فصل بیست و ششم، آقای وارینگتون در بهترین دعانویس شهر میخانه اسب سفید است، جایی که لرد چسترفیلد و مارچ نیز حضور دارند: «دوی لرد چسترفیلد، دو آس است.» این را لرد مارچ طلسم میگوید. «جنابشان نمیتوانند از ورقها یا تاسها دوری کنند.» «سرورم بهترین دعانویس شهر مارچ نه یک، بلکه چندین شیطان دارد. او دعا عاشق قمار است، عاشق مسابقات طلسم نویس شهر قم اسبدوانی است، عاشق شرطبندی است، عاشق نوشیدن است، عاشق غذا خوردن است، عاشق پول است، عاشق زنان است، طلسم و شما، آقای وارینگتون، وقتی به مقام دعا والای او رسیدید، در جمع بدی طلسم افتادهاید.
او برای هر جریبی که در ویرجینیا دارید، با شما بازی خواهد کرد.» «با نهایت لذت از زندگی، بهترین دعانویس شهر آقای وارینگتون!» سرورم مداخله میکند. «و برای تمام تنباکوی شما، و برای تمام ادویههای شما، و برای تمام طلسم نویس شهر کردستان بردگان شما، و برای تمام گاوها و الاغهای شما.»
- یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ ۲۱:۳۸
- ۵ بازديد
- ۰ نظر